تبليغاتX
والاترین عشق




















والاترین عشق

گاهی وقت های آنقدر غرق آرزوهایت هستی که فراموش می کنی آرزوی کسی هستی

سلام

همینطوری رو همینتوری نوشتم محض خنده

می خوام یه شعر کوچیک بنویسم

هر چند من عشقی ندارم ولی هر وقت تو ماشین می شینم این و گوش می دم!

فرصتی بده به دستام

بذار دستاتو بگیرم

عشقونه!!!

نگو ما با هم غریبیم

به من احساسی نداری

بی بهونه!!

این روزا همش به خدا فکر می کنم!

به خودم به مامانم

هیچی واسم مهم نیست جز مامانم

عاشقشم

تا آخر عمر می خوام به پاش بمونم

عاشقتم مامان

هر چند این و هیچ وقت نمی خونی

ولی من واسه خودم می نویسم!

دوست دارم

نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 20:6 توسط مهران| |

سلام

می خوام گوشی بخرم

خدایی گوشی یعنی این

ببین چقدر خوشگله!!!

اگه این نشه ۵۸۰۰ می خرم

ولی این محشره!!

تا جمعه انشا الله می خرم ولی اگه کم شارژ نگه داره نمی خرم

دوربین ۸ مگا پیکسل صفحه کاملا لمسی تازه صفحه کلیدم داره!

Close window

 

Close window

 

Close window

نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 8:30 توسط مهران| |

یه روزی از همین روزا می رم یه جای بی نشون

یه جایی که پیدام نکنی بشی واسم بلای جون

تو می دونی دستای تو سرده بدون دست من

باید که از اینجا برم تا نبینی شکست من

چشمای تو مونده به در با تنهاییت سر می کنی

گاهی به یاد خنده هام گونه هاتو تر می کنی

باید برم باید برم اینجا وفا نداره

خاطره هام حتی واسم دیگه صفا نداره

باید برم تنها بشی ابر چشات بباره

فکر نکنم که اون دلت بی من دووم بیاره

من که دیگه حوصله گذشته هامم ندارم

تو این شبا که بی کسم بازم تورو کم ندارم

 

نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 20:54 توسط مهران| |

سلام

این ثبت نام دانشگاه هم چقدر دردسر داره ها!

امروز کلی خسته شدم فقط واسه گرفتن یه امضا ۲ ساعت علاف شدم

فردا هم کلاس دارم ساعتشو یادم نیست

ولی تقریبا هر روز کلاس دارم

باید هر روز برم کلاس

 

نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 21:59 توسط مهران| |


Design By : Night Skin