تبليغاتX
والاترین عشق




















والاترین عشق

گاهی وقت های آنقدر غرق آرزوهایت هستی که فراموش می کنی آرزوی کسی هستی

کجا دنبالت بگردم کجا دیدی بهتر از من؟

کجا رفتی بی نشونه انگاری که سیری از من

کجا پیدان کنم آخه توی این شلوغیه شب

تنها دلخوشیم تو بودی این از عاقبت من

مگه مال تو نبودم بگو از من چی می خواستی

عاشق عشق تو بودم ولی هیچ وقت ندونستی

تو چشام نگاه نکردی وقت رفتنت عزیزم

دیگه هیچ اشکی نمونده که برای تو بریزم

دیوونه می دونه می میرم اگه نباشه

می ترسم یه روزی احساسم از هم بپاشه

اگه نباشه ازم جدا شه !!!

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 17:9 توسط مهران| |

رفته بلژیکو ، شده تحریکو

انگلیش اسپیکو ، من و به اینا فروخته

شده آنتیکو ، دوس پسر فابریکو

یه سیگار باریکو من و به اینا فروخته

اگه برگردی برات برنامه د ارم

یهو می بینی تو رو به جا نیارم

اگه فکر کردی برات یه بی قرارم

دیگه مثله قدیما دوست ندارم

آخه تازگیا بلا شدی این و رو نکرده بودی

خوب می ری خوب می پیچی این و رو نکرده بودی

اگه پول دار طرف چاه نفت داره طرف

بچه باحاله ولی می گن که زن داره طرف

تورو دوست د اره یا نه  بچه تهرانه یا نه

موی پر پشت و بلند اندازه من داره یا نه

اگه برگردی برات برنامه د ارم

یهو می بینی تو رو به جا نیارم

اگه فکر کردی برات یه بی قرارم

دیگه مثله قدیما دوست ندارم

آخه تازگیا بلا شدی این و رو نکرده بودی

خوب می ری خوب می پیچی این و رو نکرده بودی

نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 14:42 توسط مهران| |

این روزا حالم خیلی عالیه و خوب

خیلی خوش حالم چون خدا بالاخره بعد از ۲ سال من رو به آرزوم رسوند

۲تا شعر می خوام بنویسم فکر می کنم بهترین موقعیت باشه واسه نوشتنش!

با چشای بی تفاوت رو به روی من می شینی

می گی هر چی بود تموم شد نمی خوای منو ببینی

روزای خوبمون انگار همه از یاد تو رفته

روبه روت گریه نکردن نمی دونی که چه سخته

تو که جای من نبودی وقتی خنده هاتو دیدم

وقتی آخرین کلامو از صدای تو شنیدم!

نه تو اونی که می گفتی نه برات یه عشق تازم

فکرشم نکرده بودم اینجوری به تو ببازم!

....

مگه برات مهم نبودم

عاشق تو مگه نبودم

عاشق اون دوتا چشای

گربه فریب تو نبودم

مگه وقتی خواستی بمونم

به پای تو مگه نموندم

نگو برای تو کم بودم

نگو لایق تو نبودم

تا به خودم اومدم تو منو بازی داده بودی

خواستم خودم بشم نشد خواستم خوب شم رفته بودی

گفتم شاید دلت عاشق دل کسه دیگه شده

گفتم بذار بفهمه که دلم تیکه شده

برو خوش باش ما هم رفتیم فکر ما رو دیگه نکن

فقط اگه برگشتی و من نبودم گله نکن

بیخیال همه شدم بیخیال تو و دنیا

یادت باشه که دلمو له کردی تو به زیر پا

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 14:55 توسط مهران| |

سلام

خیلی دلم می خواد برم و دیگه برنگردم

ولی واقعا بعضی اتفاقا می افته که نمی شه

یه هفته بود که حالم افتضاح بود

واقعا داغون بودم

دل درد شدید داشتم که همه فکر کردن آنفلولانرای نوع (آ) گرفتم!!!

خودمم دیگه داشتم شک می کردم که دیگه آق مهران لبیک به مرگو بگو

ولی خدارو شکر حالم بهتر شد و الان ترقیبا خوفم!

اگر از حال ما جویا باشی می گذرد و می رود زندگی در جریان است

چه من بخواهم چه نخواهم!

حس شعر نوشتن ندارم

راستی نماز و روزهای همه هم ان شا الله قبول باشه!

 

نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 16:44 توسط مهران| |


Design By : Night Skin