تبليغاتX
والاترین عشق




















والاترین عشق

گاهی وقت های آنقدر غرق آرزوهایت هستی که فراموش می کنی آرزوی کسی هستی

می بینی خراب و داغونت شدم سوختم

خوشیه تو رو به تنهایی خود فروختم

اگه ارزون تورو دادم به یه دنیایی که خود نیستم

چون که من زاده دردم و با درد و غم غریب نیستم

گاهی وقتا بی خبر میام کنار پنجرت

تا یکم ببینمت آخ که دلم تنگه واست

خوشم از شادی تو وقتی می خندی با رقیب

تو دلم تازه می شه یه درد کهنه قریب

همه دردارو کشیدم جز این درد عاشقی

سهم من از باغ عشق شد گل زرد عاشقی

آی دلم ببخش اگه یه درد تازه ای اومد

آخرین فصل غم ماست فصل سرد عاشقی

گاهی وقتا بی خبر میام کنار پنجرت

تا یکم ببینمت آخ که دلم تنگه واست

خوشم از شادی تو وقتی می خندی با رقیب

تو دلم تازه می شه یه درد کهنه قریب

نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 13:25 توسط مهران| |


Design By : Night Skin