والاترین عشق
گاهی وقت های آنقدر غرق آرزوهایت هستی که فراموش می کنی آرزوی کسی هستی
که گفتم عاشقت هستم حالا بیا ببین دسته یکی دیگس توی دستم از عشق تو دیگه خستم!!!!! فال من به نام تو ببین چقدر بد اومده می نویسم روی صفحه غریب زندگی من فراموشت نمی کنم عزیز به سادگی بیا سر مزار من آروم و آهسته عزیز طافت گریه ندارم اشکی برای من نریز می خوام بگم دوست دارم حتی اگه جدا باشیم این همه فاصله کمه اگه به یاد هم باشیم وقتی خندیدی به رفتنم دلم از تو شکست بعد تو دیگه دلم دل به غریبه هات نبست تک تک خاطره هامون هر چی که بود دیگه گذشت جای من کی توی قلبت مهربون تو نشست بیا سر مزار من آروم و آهسته عزیز طاقت گریه ندارم اشکی برای من نریز می خوام بگم دوست دارم حتی اگه جدا باشیم این همه فاصله کمه حتی اگه به یاد هم باشیم!
ز یاد رفته روزهای سبز و پاک شالی ام
نگاه کن چه می کند نبودن تو با دلم
که مثل یک کویر گشته این دل شمالی ام
گریختی تو از کسی که اهل گریه بود و غم
ببین همان همیشگی ترین این اهالی ام
به باد کوج تلخ تو چنان شکسته این دلم
که بعد رفتنت کسی ندیده بی زوالی ام
بیا ببین که خسته ام ،ببین که دل شکسته ام
به جستجوی تو دگر نمانده پرّ و بالی ام
برای چشمهای تو ببین غزل سروده ام
و می کشد مرا خجالت دو دست خالی ام
باز شب شد و از پنجره ام همچنان راه تو را می پایم
كنج این پنجره ها شب همه شب منم و گریه و های و هایم
پشت این پنجره ها تا به سحر پنجه بر پیكر شب می سایم
نكند بیهوده عمر خود را پشت این پنجره می فرسایم
نكند بیهوده تكرار شود قصه ی چشم به راهی هایم
باز چون دیشب و شب های دگر می روم پنجره را بگشایم
باز شب شد شب و از پنجره ام همچنان راه تو را می پایم...
| Design By : Night Skin |


