تبليغاتX
والاترین عشق




















والاترین عشق

گاهی وقت های آنقدر غرق آرزوهایت هستی که فراموش می کنی آرزوی کسی هستی

تو باروون که رفتی

شبم زیر و رو شد

یه بغض شکسته

رفیق گلوم شد

تو باروون که رفتی

دل باغ چه پزمرد

تمام وجودم

توی آینه خط خورد!!!

نوشته شده توسط :

مردی با هزاران اسم (مهران)

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 14:53 توسط مهران| |

چه روز دلخراشی

وقتی خواستی جدا شی

قلبمو دادم دستت

که عمری داشته باشی

ولی زدی شکستیش

بدون هیچ بهونه

عزیزم دلت از سنگه

تو خاطرم می مونه

آخه چرا من و تنها گذاشتی

من و با گریه و غم جا گذاشتی

همش فکر می کنم شاید از اول

من و حتی یه لحظه دوس نداشتتی!

نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 12:43 توسط مهران| |

کاشکی تو نگاه آخر

عشق و تو چشام می دیدی

تو چی کردی با دل من

عشقمو انگار ندیدی

قلبت و انگاری نشنید

التماس اون چشام و

تو چی کردی با دل من

ندیدی همه نگام و

به دلم مونده یه بار

یه روزی یه جایی

بگی می خوامت

بگی فقط واسه من

عزیزی و بس

چشام به نامت

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 11:36 توسط مهران| |

دارم می رم نگو نرو

هوا هوای رفتنه

هر چی بوده تموم شده

چاره ما گذشتنه

دارم می رم تا سرنوشت

ما رو به بازی نگیره

خوب می دونم این عاشقی

از یاد هر دومون می ره

دارم می رم نگو نرو

دارم می رم نگو بمون

وقت خداحافظیه

قصه عاشقی نخون

تورو خدا گریه نکن

غصه رفتن و نخور

بهتره که تموم کنیم

تو هم دل و ازم ببر

یادم می یاد روزی رو که

ما دو تا دل داده بودیم

اما خالا می خندم و

می گم چقدر ساده بودیم

یادم می یاد روزی رو که

پر می کشیدیم واسه هم

اما حالا نشسته جاش

یه عالمه غصه و غم

شاید دیگه نبینمت

شاید نگاه آخر

چشمای بی گناه تو

آتیش به حونم می زنه

سادگی اشتباه ما

گناه ما دل بستنه

جدای سرنوشت تو

تنهایی تقدیر منه

دارم می رم نگو نرو

هوا هوای رفتنه

هر چی بوده تموم شده

چاره ما گذشتنه

دارم می رم تا سرنوشت

ما رو به بازی نگیره

خوب می دونم این عاشقی

از یاد هر دمون می ره!!

نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 1:37 توسط مهران| |


Design By : Night Skin