والاترین عشق
گاهی وقت های آنقدر غرق آرزوهایت هستی که فراموش می کنی آرزوی کسی هستی
شاید این آخرین مطلب من باشه توی وبلاگ نمی دونم شاید بازم نوشتم شایدم نه دیگه زیاد وقت ندارم! کلی درس که باید بخونم اگه برم دانشگاه که دیگه هیچی غربت هم بهش اضافه می شه! هر چند که من عاشق این غربتم تا از این شهر کوفتی خلاص شم باید دید خدا چی می خواد این شعر واسه آهنگ محسن یگانه هست که واسه برنامه ماه عسله! من دیوونه این شعر و آهنگم...! من و در گیر خودت کن تا جهانم زیر و رو شه تا سکوت هر شب من با هجومت رو به رو شه بی هواس بدون مقصد سمت طوفان تو می رم من و درگیر خودت کن تا که آرامش بگیرم با خیال تو هنوزم مثله هر روز و همیشه هر شب حافظه من پر تصویر تو می شه با من غریبگی نکن با من که درگیر توام چشماتو از من بر ندار من مات تصویر توام!!!!! تو همین جایی همیشه با تو شب شکل یه رویاس آخرین نقطه دنیا تو جهان من همین جاس تو همین جایی و هر روز من به تنهاییم دچارم من و نزدیک خودم کن تا تو رو یادم بیارم با خیال تو هنوزم مثله هر روز و همیشه هر شب حافظه من پر تصویر تو می شه با من غریبگی نکن با من که درگیر توام چشماتو از من بر ندار من مات تصویر توام!!!!! بیا بگو من یا تو نازنینیم کی تنها رفتش بیا بگو من یا تو می گفتی از همه بهترم من از همه عاشق ترم می گفتی تو راه عاشقی نمیشه از تو بگذرم می گقتی قلبت آشناس حساب من از همه جداس نمی دونستم که قلب تو عاشق نمیشه بی وفاس اگه بخوای می شه به هم باشیم تا دنیا هس کنار هم باشیم اگه بخوای می شه آخرش اسمومنو کنار هم نوش اگه بخوای من باهاتم اگه بخوای خاطر خاتم اگه بخوای تا وقتی دنیا هس تا ته قصه هم صداتم!! باز قلبم شعلۀ ، عشق و بی تابی شده باز بر بام شبم ، ماه مهتابی شده باز می خوانم که من خسته ام از این همه دلبستگی خسته ام از زندگی خسته ام از این سکوت و بندگی خسته ام از بیهودگی باز بیزارم من از تکرار شب می پرم آهسته از دیوار شب می زنم فریاد و دستم در هوا مانده قلبم زنده در آوار شب شب شروع بی امان گریه هاست روز آغاز دروغ خنده هاست روز و شب اما چه فرقی می کند ؟ آخر هر خنده وقتی .... اشک گرمی پا به پا ست باز نفرین بر دروغ ، خنده هایی بی فروغ خنده هایی پر فریب و پر دروغ خنده هایی از سر دیوانگی یا دروغین مستی و دلدادگی خنده هایی یخ زده ، قلب هایی غم زده ای خدا نفرین به قلبی کز دروغ عشق را بر هم زده باز بارانی دروغ ، می چکد از آسمان نغمه می خواند به من ماه و خورشیدی دروغ باز می تابد به من ... باز می پرسم ز خود رنگ بی خوابی چه شد ؟ عشق و بی تابی کجاست ؟ گفتی که دارم می رم گریه نکن به تو گفتم پس چی شد این همه عشق گفتم که بدون تو چیکار کنم؟ گفتم که بی وفا نشو، نرو، باهام بمون گفتم که بدون تو تنها می شم گفتم که اگه برای بدون تو من می میرم گفتم که یه روز من و کم می یاری گفتم که با خاطرات چیکار کنم؟ گفتم که باهام نکن اونطوری که باهات شده به تو گقتم مگه عشق و عاشقی اینطوریه؟ به تو گفتم باشه برو ولی بدون گفتی که دارم می رم گریه نکن![]()

" چقدر عجیب عاشق شدی "
و من بی توجه به گفته ها ٬ منتظرم تا تو بیایی٬
با طنین فراموشی نبودن ها .
ولی کم کم تیک تاک ثانیه های انتظار به من فهماند٬
چقدر دیر است!!!!!!
و دیدم که تو هرگز نمی ایی
نمی خواهم باور کنم که حالا ٬میان اصوات خاموش اشک
همه می گذرند و می گویند :
" چقدر ساده فراموش شدی !
اشک سردی تو چشاش بود
اون نمی خواست بره اما
زنجیر اجبار به پاش بود
می شنیدم هق هقش رو
که می گفت تا فردا بدرور
لحظه های تلخ بود اما
دل من منتظرش بود
به سلامت ای همه کس
می دونم که بر می گردی
می دونم دلت همین جاست
از دلم سفر نکردی
خیلی زود رفتن جاده
اما من اونو می دیدم
خداحافظ گفتنش رو
خیلی روشن می شنیدم
چند قدم مونده به بودن
ذره ای نزدیک تر از من
سر وعدمون نشستم
تشنه ی به تو رسیدن
بغض سردم نعره می زد
خداحافظ عشق رویا
میمونم تا بر بگردی
روی نیمکت لب دریا
گفتی دیگه تموم شد همه چی، یادته؟
همه چی بین من و تو تموم شد، یادته؟
گفتی که دیگه چاره ای نیست، یادته؟
گفتی که به من دیگه ربطی نداره، یادته؟
گفتی که با من بودن دیگه حرومه، یادته؟
گفتی که فراموش می کنی، تحمل داشته باش، یادته؟
گفتی که اینا همش حرفه بابا، یادته؟
گفتی که مثله تو واسه ی من زیاده، یادته؟
گفتی که باید بسوزی و بسازی، یادته؟
گفتی که فقط می خوام از تو جدا شم، یادته؟
گفتی که دیگه مهم نیست واسه ی من، یادته؟
یکی چشم به راهته همیشه، یادته؟
گفتم که بدون تو، زندگی، واسه ی من، دیگه تمومه، یادته؟
| Design By : Night Skin |


