تبليغاتX
والاترین عشق




















والاترین عشق

گاهی وقت های آنقدر غرق آرزوهایت هستی که فراموش می کنی آرزوی کسی هستی

لحظه دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام ، مستم
 
باز می لرزد دلم ، دستم
بازگویی در جهان دیگری هستم.
 
های ، نخراشی به غفلت گونه ام را ، تیغ!
های ، نپریشی صفای زلفکم را ، دست!
 
و آبرویم را نریزی ، دل!
ـ ای نخورده مست ـ
                                لحظه دیدار نزدیک است.
دیگه بی وفایی نمی نویسم...!
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 18:20 توسط مهران| |

باورم نمی شود    

باورم نمی شودکه تمام خاطره های خوبم سوختند

باورم نمی شود که لحظه های شیرینم همگی در گوشه ی تاریخچه ی خاطرات

خاک می خورند

Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsباورم نمی شود

این تو بودی که اینچنین می گریستی؟؟

تو؟؟؟؟ چه طور بالاخره آن غرور لعنتی را فراموش کردی

و من بدن یخ زده ام را در آغوش پر مهر تو گرم می کردم

و می گریستیم

اینبار با هم

سال ها و ماه ها و روزها من برایت اشک ریختم و اینبار تو نیز...  

Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsباورم نمی شود

اگر می دانستم پایان آن خنده ها

آن شادی ها

لحظه ها

و حتی گریه هایی که شیرین بودند قرار است اینطور باشد

آن هارا نگه می داشتم

چه سخت است که ابرهای سیاه در آسمان زندگی ات

جا خوش کنند و در شب ها و روزها ببارند

اه پس این آفتاب لعنتی کجاست؟!؟!

و ناگهان کلاغ سیاه می گوید

"او رفته است ، خیلی وقت است"

و باز هم ابر های لعنتی می بارند

آری او رفت

او رفت و حتی من و باد و باران و ابر هم نتوانستیم او را نگه داریم

Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsباورم نمی شود

و من می گریم

دیگر از ستارگان و ماه هم خجالت نمی کشم!

و تو گریستی

تو می دانستی که با هر قطره اشک زخم قلبم توسط تبری بی رحم

عمیق تر می شود

چگونه باور کنم؟

نه ، باورم نمی شود که دیگر فرصت نگاه کردن در چشمانت را نخواهم داشت

و هر بار پرسیدم "کی؟"

تو گفتی "نمی دانم"

اما من می دانم

در فرداهای نزدیک تو هم می روی..

نه ، باورم نمی شود

Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsبا ورم نمی شود

که آن بازی های کودکانه

حرف های صادقانه

شوخی های زیرکانه

و تمام آن نغمه های عاشقانه بر باد خواهند رفت

و روزی فرا خواهد رسید که من از فریاد درد تنهایی تهی خواهم شد

نه،باورم نمی شود

چه رویاهای شیرینی داشتم

یعنی نفر بعدی تو هستی؟؟؟

باورم نمی شود که خدا اینچنین مجازاتم کند

و من در آغوشت گریستم

مگر من چه کرده ام خدایا؟؟؟؟؟؟؟؟؟

Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsباورم نمی شود !

باورم نمی شودکه تمام خاطره های خوبم سوختند و خاکسترشان

روزی مرا کور خواهد کرد

و هنوزهم باورم نمی شود


 
می گویم : دوستت ندارم دلم اما بهانه اش را می گیرد
می گویم : بود و نبودت یکی است
جای خالیش اما احساس می شود آن لحظه که نیست
می گویم : دست از سرم بردار
دستانم می لرزد اما وقتی می نشیند میان دستهایش هیچ نمی گویم
 

Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 11:9 توسط مهران| |

روزها وشبا همه فكرت شده غم نبودن كنار اون
دوست داري كه داد بزني
بگي دنيا خيلي بي رحمه
دوست داري بازم بهت بگه
گريه نكن كه اشكات منو پريشون مي كنه
تحمل غم دوريت منو ديونه می کنه
هيچ كس مثل من تو رو دوست نداره
مي دوني و اينو از چشام مي خوني
 
يه حس سرد و پر درد
روز و شباي بي تو
 
من و دلي پر از غم
ثانيه هاي بي تو
 
 
تو هستي عشقم و جونم و تموم لحظه هام
تو اميد بودني و مي خوام هميشه تو باشي باهام
 
قسمت من نمي شه دست تو رو بگيرم
دوست دارم واسه تو واسه خنده هات بميرم

 

گاهي كه دلم
به اندازهء تمام غروبها مي گيرد
چشمهايم را فراموش مي كنم
اما دريغ كه گريهء ، دستانم نيز مرا به تو نمي رساند
من از تراكم سياه ابرها مي ترسم و هيچ كس
مهربانتر از گنجشكهاي كوچك كوچه هاي كودكي ام نيست
و كسي دلهره هاي بزرگ قلب كوچكم را نمي شناسد
و يا كابوسهاي شبانه ام را نمي داند
با اين همه ، نازنين ، اين تمام واقعه نيست
از دل هر كوه كوره راهي مي گذرد
و هر اقيانوس به ساحلي مي رسد
و شبي نيست كه طلوع سپيده اي در پايانش نباشد
از چهل فصل دست كم يكي كه بهار است
مـــ-ن هنــوز تورا دارم
گر تا قيامت هم نيايي ! چشم انتظارت مي نشينم
 
هميشه زنده مي مونم با ياد تو ترانه هام
منو ببخش اگه بازم اشكام چكيد رو نامه هام ديگه تموم شد فرصتم
خاطره هام پيشت باشه تمام خاطرات خوش خدانگهدارت باشه  
نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 22:33 توسط مهران| |

بعد از آن شب ...

درست بعد از آن شب

زمانیکه برای گفتن دوستت دارم

برایم بمان

تنهایم نگذار

بغض راه گلویم را بست

 

فهمیدم که به "تو" مبتلا شده ام !                                                                                                     

نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 20:0 توسط مهران| |


Design By : Night Skin