تبليغاتX
والاترین عشق




















والاترین عشق

گاهی وقت های آنقدر غرق آرزوهایت هستی که فراموش می کنی آرزوی کسی هستی

تنها شاهد اشک های شبانه ام

همین صفحه سفید و جوهر سیاه است

هرگز نخواستم چشم نا محرم این لحظه های نا آشنا

و فرو ریختن اشک را بر گونه هایم ببیند

همیشه بالش سکوت را

زیر سر هق هق تنهایی ام گذاشتم

تا کسی صدایم را نشنود

اما تو،

تو که از گریه های پنهانی من با خبری

چه کنم

گاهی همین گریه های گهگاه

جای خالی تو را

در غربت لحظه هایم پر می کند

                                                 باور کن!!!!!!!

                                                                          

امیدوارم آخرین مطلبم خوب بوده باشه!

شاید یه روزی برگردم! شاید...!

خدانگهدار...!

نوشته شده در دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 12:36 توسط مهران| |

سلام

فردا برای من روزیه که چندین سال پیش توی اون روز به دنیا اومدم

پا گذاشتم توی این دنیای خاکی و پر از درد و غصه و غم

دنیا همینطوری واسم بد بود تا اینکه تو اومدی توی زندیگیم و زندگیمو عوض کردی

خیلی دنیا برام سخت و بد بود! این تو بودی که زندگی من و متحول کردی و من و با

دنیای عاشق بودن آشنا کردی!

دنیایی که به نظر من هر کسی لیاقت نداره که پاشو توی این دنیا بذاره

می دونی با اومدنت توی زندگیم شدی همه زندگیم! همه ی چیزی که من

می تونم داشته باشم! باور می کنی دیگه بدون تو نمی تونم؟ باور می کنی که

بدون تو همه چیزم و از دست می دم؟ باور می کنی که تا تو باشی خونه دلم همیشه بهاره؟

اگه بری زندگی من پاییز می شه؟ این و می دونی که من به عشق دیدن اون چشات

حاضرم هر چی دارم بدم تا ثانیه ای اونارو ببینم؟ آیا می دونی که من فراتر از عشق تو را دوست دارم؟

آیا می دانی که من تو را از خودم هم بیشتر دوست دارم؟

آیا اینها را می دانی؟ ای کاش بدانی! بدانی که برای من همه چیزی

خدا رو دوست دارم چون تو رو بهم داده

خدا رو دوست دارم چون عاشق بودن و یادم داده

فردا برای آخرین بار وبلاگم و آپ می کنم ! می خوام دردا و رنج هام و تو دلم نگه دارم ! کاری که یک عمر

می کردم و می سوختم!

تا فردا...!

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 11:49 توسط مهران| |

ديگر نه پايي دارم كه پا به پاي بودنت بدوم،
نه نگاهي كه در انتظارت بمانم.
واژه ها را هم پيدا نمي كنم.
اين دستها هم، ديگر از سرما يخ زده است!
كمي دورتر از حضور خيال من و تو، پچ پچ ها را مي شنوي؟!
مي گويند اگر نباشي بغضم سبك مي شود.
آنوقت تنها من مي مانم و من.
آنوقت ديگر نه فرياد مي كنم نه سكوت.
آنوقت ديگر پاهايم آبله نمي زند از اين همه دويدن پي ات.
مي گويند اگر نباشي به هيچ كجاي من و اين دنيا بر نمي خورد.
آنوقت فقط من مي مانم و اين همه شعر كه مي دانم در انتظار نگاهم هستند.
آنوقت فقط من مي مانم و اين همه دلتنگي هايي كه بيقرار ِبودنم مي شوند.
آنوقت فقط من مي مانم و اين همه نگاه كه مي دانم براي فردايشان دستهايم را مي خواهند.
مي گويند اگر نباشي، خنده با نگاهم آشتي مي كند!
مي گويند اگر نباشي، دوباره به ياد مي آورم بهار كي از راه مي رسد!
مي گويند اگر نباشي،...
نگاه از من پنهان نكن!
آنها مي گويند.
اما من...
هنوز هم همه فصلها را تنها پاييز مي بينم،
هنوز هم دلم هواي باران دارد و دلتنگي هاي شبانه.
هنوز هم در پي عطر ياس هستم و هق هق نبودنت.
هنوز هم دستهايت را مي خواهم.
و هنوز هم... د... و... س... ت... ت... د... ا... ر... م.
 
 
 
اگر روزي كسي از من بپرسد
كه ديگر قصدت از اين زندگي چيست
 
بدو گويم كه چون مي ترسم از مرگ
مرا راهي به غير از زندگي نيست
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 23:28 توسط مهران| |

Ta ra neh ha

 

Ta ra neh ha

 

Ta ra neh ha

 

Ta ra neh ha

 

Ta ra neh ha

 

 

Ta ra neh ha

 

Ta ra neh ha

 

Ta ra neh ha

 

Ta ra neh ha

 

 

Ta ra neh ha

 

 

Ta ra neh ha

 

Ta ra neh ha

 

 

Ta ra neh ha

 

 

Ta ra neh ha

 

Ta ra neh ha

 

 

Ta ra neh ha

 

 

Ta ra neh ha

 

 

Ta ra neh ha

 

 

Ta ra neh ha

 

Ta ra neh ha

 

Ta ra neh ha

 

 

Ta ra neh ha

 

 

Ta ra neh ha

 

 

Ta ra neh ha

 

Ta ra neh ha

 

 

ولنتاین به همه مبارک مخصوصا عشق خودم...!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 11:48 توسط مهران| |

 اگر کسی مرا خواست بگویید رفته باران ها را تماشا کند
 
  و اگر اصرار کرد بگویید برای دیدن طوفانها رفته است
    
 و اگر بازم سماجت کرد بگویید رفته تا دیگر بر نگردد
 
 
 
 
 
 
منتظری چه اتفاقی بیفتد؟
اینکه دلم برایت تنگ شده کافی نیست؟

اینکه دیگر در اتاقم
پشت دریچهء تنهاییم
زیر بالشهای خیس از گریه ام
هوای تازه ندارم
کافی نیست ؟
منتظری چه اتفاقی بیفتد ؟
اینکه از چشمهای شب زده ام بجای باران برف ببارد ؟
اینکه ستاره ها در آسمان برای نیاز نیمه شبم
راه باز کنند ؟
اینکه تمام پروانه ها و پرستوهای سرگردان
بعد دعاهایم آمین بگویند ؟
نه عزیز دلم !
هیچ اتفاق مهمی نمی افتد !
جز پژمردن چشمهای سرخ و سیاه من
جز به خاک افتادن ساقه های احساس ِ بچه گانه ام
جز ترک خوردن شیشهء اعتماد عجیبم
جز به خواب رفتن هوس یک قدم زدن
زیر آفتاب بعد از ظهر
پشت بلندترین ردیف شمشادهای خیابان

منتظری بمیرم تا برگردی ؟
اینکه دلم برایت تنگ شده کافی نیست ؟
نوشته شده در جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 18:32 توسط مهران| |

یکی بود یکی نبود توی این قصه ی ما یک پسر بود که هیچ چیز توی دنیا
نداشت اما همیشه راضی و خندان بود. یک روز تمام فرشته ها نزد خدا
جمع شده بودند یکی از فرشته ها از خدا پرسید: خدایا این پسر چرا همیشه
شاد و راضی است؟ خدا از فرشته ها خواست که هر کدام از آنها دلیلش
را میدانند جواب بدهند. اما کسی جواب نداد ولی جبرییل جواب را می دانست
و گفت: خدایا شما به انسانها چیزی دادید که
به ما ندادید و آن قسمتی از وجود خود شما یعنی عشق است.
جبرییل ادامه داد:آری این پسر عاشق
است اما معشوقه ی او که دختری زیباست به او اهمیت نمی دهد و مغرور
است. فردای آن روز شیطان به سراغ دختر رفت آن را طلسم کرد و به شاخه
گلی سرخ تبدیل کرد و آن را در بیابان گذاشت گل سرخ ضعیف است بدون آب
میمیرد. پسر عاشق از این که معشوقه ی خود را ندیده بود ناراحت بود و
نگران تا این که با پرس و جو به بیابان و گل سرخ رسید. گل سرخ داشت از
بی آبی میمرد پسر هر چه گشت آبی پیدا نکرد پس فکری کرد تا دختر را نجات
دهد. او بزرگترین خار گل را که همان کینه و غرور بود از ساقه ی گل جدا
کرد و آن را در قلبش فرو کرد خون از قلبش جاری شد و به ریشه های گل
رسید طلسم باطل شد و گل تبدیل به دخترک شد . اما دختر باز هم بی توجه
از کنار پسر گذشت اما پسر در لحظه ای که داشت جان میداد خوشحال
بود چون معشوقه ی خود را نجات داده بود و با همان خوشحالی
جان داد
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 14:52 توسط مهران| |

سلام عزیزم...!

الان که دارم واست می نویسم می خوام داد بزنم که دلم خیلی واست تنگه...!

عزیزم می خوای بگم چه نقشی توی زندگیم داری؟

کسی هستی که چشماش دیوونم کرده ، نگاهش هوش از سرم برده ، صداش عاشق ترم کرده

دستاش مجنونم کرده!

آره من مجنون توام

لحظه ای پلک می زنم ! گم می شوی ! برگرد خواهش می کنم برگرد ! قول می دهم دیگر پلک نزنم!

نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 19:48 توسط مهران| |

اینم طالع مصری متولدین بهمن
متولدین بهمن، نماد : دلو
متولدين دهه اول اين ماه، عموماً تندرو – ستيزه‎گر و بعضاً عكس‎العملي ناشناخته دارند. جايي كه مي‎بايستي عصباني شوند، ساكت مي‎مانند و در وقت سكوت، ممكن است واكنش غير عادي نشان دهند. اين افرائ در تربيت فرزندان كوشا – از نظر خودي بداخلاق، ولي از نظر ديگران خوش اخلاق جلوه مي‎كنند. اينان سخاوتمند – با گذشت – مذهبي – پاي‎بند به احكام و مباني اخلاقي خانواده – عموماً داراي ثبات شغلي و شخصيتي – بعضاً داراي مصونيبت ذاتي نسبت به بيماريها – داراي طول عمر – در مقابله با خطرات نوعي غانرژي و قدرت در خود احساس مي‎كنند، اما با اين حال تحمل آنها در مواجهه با مشكلات و در مواقع بحراني محدود مي‎باشد. اين افراد گاه دچار افسردگي و اضطراب مي‎شوند – در شرايط مناسب و هدايت درست، فضايل انساني عالي در آنها تثويت و شكوفا مي‎شود- اين افراد عموماً پرتلاش و زحمتكش هستند – اينان سرپرستان خوبي براي همسر و فرزندان خود مي‎باشند – اغلب علاقمند به طبيعت و سير و سفر هستند – اينان طرفدار ثبات شغلي – علاقمند به زندگي جمعي و پذيرش مسئوليت‎هاي سنگين مي‎باشند .

اين افرائ عموماً از نوعي تعصب قومي و فاميلي برخوردار مي‎باشند. چنانچه شكست بزرگي بر آنها تحميل شود، بدترين جنبه شخصيتي آنان ظاهر مي‎شود – متولدين اين دهه عموماً كنجكاو – تيزبين – تا حدي سهل انگار – اهل سرفه جويي و پس‎انداز – اماده انجام هر كار – بعضاً چند شغلي – عموماً داراي روحيه‎اي شاد و امديوار – افرادي مردم‎دار – كمتر دهن‎بين و تلقين‎پذير – گاه تك رو و يكدنده – اغلب افرائي قابل اعتماد و امانتدار – بعضاً طرفدار دروغ مصلحت‎آميز – در عين اجتماعي بودن، گاه طالب تنهايي و انزوا طلب – عموماً د رحل مشكلات خود و خانواده موفق .

مشاغل موافق متولدين اين دهه عموماً مديريت در امور شغلي و اداري – صنعت كشاورزي و دامداري وكالت – مشاور امور مالي – نمايندگي – واسطه‎گي و غيره مي‎باشد .

متولدين دهه دوم اين ماه عموماً زود رنج – احساساتي – در امور خانوادگي خوش اخلاق و داراي مديريت خوب – گاه مدمدمي مزاج و لجباز – عموماً كم حرفل – اغلب بد گمان – در قضاوت عجول – افرادي وطن‎پرست و در مواقع جنگ، كارساز – بعضاً ظاهربين و تلقين‎پذير – نفع طلب – باهوش و زيرك – در خانواده داراي رفتاري شغلي و اقتصادي فعال – در اغلب امور محتاط – در كار خريد و فروش موفق – در امور اجتماعي فعال، اما غير ثابت – واكنش آنها در مقابله با مسائل و مشكلات كند، اما در وقت لزوم تند و افراطي – ذاتاً افرادي خوددار و تودار – از لحاظ عاطفي متغير – بعضاً داراي افكار و ايده‎هاي خوب، اما در اجراي آنها كمتر موفق .

مشاغل موافق براي اين افراد، نظامي‎گري – پليسي – تجارت خارجي – امور سياسي – امور مالي و دفتر – حسابداري و حسابرسي و .... مي‎باشد .

متولدين دهه سوم اين ماه از نظر روحي و جسمي مقاوم – داراي خصلت‏هاي وراثتي – در ظاهر آرام و صبور و با حوصله، در باطن نا آرام و متلاطم، خودخور و تودار – عموماً گوشه‎گير – مختاط و گريزان از نوآوري – مصلحت انديش – در امور خانوادگي با حس مسئوليت و داراي رفتار منطقي – فردي عاطفي و متعصب – اهل معاشرت و دوستي، اما بيشتر در چارچوب خانوادگي و فاميلي – پرتلاش و پرانرژي اما زود خسته مي‎شوند – زود منفعل و زود آرام مي‎شوند – به دليل داشتن طالعع خوب، عموماً به اهداف و خواسته‎هاي خود مي‎رسند – اغلب در امور ماي و اقتصادي، استعداد خوبي از خود نشان مي‏دهند – داراي افكار و انديشه‎هاي خوبي هستند، اما بيشتر در چارچوب تئوري مي‎مانند و كمتر به آنها عمل مي‎كنند – اين افراد عموماً طالب نظم و انضباط بوده، اهل كار و فعاليت و اميدوار به آينده مي‎باشند – در امور خانوادگي نيز صبر و حوصله خوبي از خود نشان مي‏دهند – قدرت همسويي و تطبيق با هر شرايط را دارند – اغلب در جايي كه منافع آنان ايجاب كند، افكار و عقيده خود را تغيير مي‏دهند – عموماً به پوشش ظاهري، خوراك و پاكيزگي محل زندگي خود اهميت مي‎دهند – در جمع خانواده افرادي صميمي و با محبت هستند – معمولاً در مسائل خانوادگي اهل شور و مشورت هستند – عموماً طالب ثبات شغلي بوده ولي گاه تغيير شغل مي‎دهند – اين افراد عموماً پايبند آداب و رسوم گذشته بود و از لحاظ اقتصادي موقعيتي متوسط دارند – اينان به مهماني و تفريح علاقمند بوده گاه حراف و دهن بين هستند – عموماً نوعي حس خودبيني و شهوت پرستي در آنها ديده مي‎شود – اغلب اهل معاشرت با هر قشري هستند – بعضاً ظاهري جذاب دارند – اينان اهل دروغ مصلحت‎آميز بوده و مشاور خوبي براي دوستان و نزديكان مي‎باشند – اين افراد به طبيعت و زيبايي‎هاي آن علاقمند بوده اهل سير و سفر هستند – از صفات خوب آنان شوخ طبعي و بذله‎گويي است – اين افراد عموماً مهربان – بخشنده – داراي قوه تشخيص خوب – خود متكي – واقع بين – بعضاً داراي رفتاري ايماني و عرفتي – طرفدار محرومين و مظلومين هستند .

مشاغل مناسب براي اينان: امور سياسي – روحاني – مربي‎گري – امور مالي و اقتصاد – امور نظامي و اطلاعاتي – كارمند دفتري – امورات مذهبي – كار در مراكز خيريه و .... مي‎باشد
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 21:19 توسط مهران| |

 
نمی دانم که بی تو چیستم منUpgrade your email with 1000's of emoticon icons
اگر روزی نباشی کیستم من
 
 
چرا هیچکس نیست ؟....دلم سخت تنگ است
شانه ای می خواهم و پناهی ٬ تمنای قلبی پاک دارم و سینه ای می خواهم ستبر....
نازنیم کجایی ؟ایا خواهی آمدآیا باز می گردی ؟
ا مرا از یاد برده ای ....
خوب  من ٬چشم در راهت هستم
ورا جستجو می کنم ....دلم بی قرار توست .
آیا کسی هست ؟
آه ه ه ه ...
کاش بودی کاش میتوانستی باشی کاش می خواستی باشی
راستی چه شد اینگونه شد ؟
چرا دیگر نیستی ؟ چرا نمی مانی ؟
اصلا چرا آمدی ؟ بهانه ی آمدنت چه بود ؟ و حال بها نه ی رفتنت چیست ؟
نمی دانم ٬ نمی دانم بهانه ات چیست!
فقط می دانم که بهانه ی ماندنم تویی...
فقط می دانم که دلم بی قرار توست.
می دانم که اگر هم بخواهم نمی توانم فراموشت کنم...
می دانم که با تمام نا مردمی هایت ٬ بی مهریت هایت آزارهایت ..
می خواهم ولی نمی توانم رهایت کنم .
نمیتوا نم فراموشت کنم. نمی توانم چون تو، سخت و بی تفاوت باشم.
 با تمام اینها هنوزمی خواهم که باشی !
هنوز دلم برایت تنگ می شود
 هنوز چشمانم در جستجوی آن دوچشم مشتاق و پر از محبت توست ...
راستی چقدر دلم برای آن نگاههای معصوم ملتمس تنگ شده ....
باز هم بی قرارت می شوم ...
هنوز هم از کویت می گذرم و چشم بر پنجره ی خانه ات دوخته ام . .
هنوز نگرانت هستم هنوز چشم بر در دارم ...
هنوز با هر صدای زنگی دلم فرو می ریزد و انتظار صدای گرم و مهربانت را می کشم ...
باز می خواهم که نگاه هامان به هم گره بخورد...
آن نگاههای نافذ که دلم را می لرزاند.
آن نگاه هایی که هیچگاه با آنها توان مقابله ام نبود...
یادش بخیرآن روز ها ...
همیشه چقدر زود دیر می شود٬دوست من!
همیشه  چقدر زود فرصتها را از دست می دهیم .
همیشه چقدرزود خوشی ها تمام می شوند...
همیشه چقدر زود همدیگر را از یاد می بریم...
همیشه چقدر دیر می آیی و زود می روی
با کوچکترین بهانه ای ...چه می گویم ؟ بی بهانه...
فقط چون دلت می خواهد
فقط چون ...نمی دانم !! نمی دانم چرا به تو دلبسته ام!
نمی دانم چرا راهم را گرفتی !!نمی دانم ...
نمی دانم ... چرا آمدی تو که نمی خواستی بمانی ! نمی توانستی بمانی ...
نازنینم تو که راه ماندن را نمی دا نستی !
چگونه راه آمدن را آموختی و در حیرتم من که راه آمدن را نمیدانستم و از تو آموختم آمدن را چگونه بی تو مانده ام چگونه بی تو تاب آورده ام...
چرا نمی روم ؟ چرا پای رفتنم نیست .
منکه را ه رفتن را خوب می دانم ٬ چرا که آنرا نیز تو با رفتنهای مکررت به من آموختی ... چرا نمی روم ؟چرا نمی توانم بروم ؟....
تو با کدامین ریسمان به بندم کشیده ای
که توان رفتنم نیست تو با کدام سحر جادویم کرده ای ؟
 که اینگونه چون آهو بره ای بی ارادهدر اختیارم گرفته ای ...
محبوبم نمی دانم چه بگویم دلم تنگ توست این را باور کن ...
قلبم را به امانت به تو سپردم...
امانت دار خوبی باش...شکستنی است
مراقب باش ...باور کن دیگر از پا افتاده ام ...
باور کن دیگر توان از دست داده ام...
باور کن هنوز می خواهمت ...
دوست من ! عزیز من !خوبم ! نازنینم ! نگارم ! 
دلبرم تمامی وجودم تمامی من ... مرا دریاب... مرا دریاب...
پیش ازاینکه دلم را بردارم و بروم . خسته ام...
خسته ام
خسته ی خسته ی خسته ....
نوشته شده در جمعه ششم بهمن 1385ساعت 12:58 توسط مهران| |

وقتی که از روضه ما

آقا می خوای گذر کنی

انقدر اسمت رو می گم

تا که به من نظر کنی...!

نوشته شده در یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 16:27 توسط مهران| |

(طالع بینی ازدواج)
 
مرد متولد بهمن، نماد : دلو
او جذاب ترين مرد در طالع بيني است .هم مرد و هم زن متولد اين برج مثل آهن ربا مرد مرا به خود جذب مي كنند. آنها اغلب از سن چهل سالگي چاق مي شوند. مرد متولد اين برج از ويژگيهاي آسماني و هيكل خوبي برخوردار است و باعث مي شود كه خيلي ها دچار تپش قلب شوند.
وقتي بفهمد او همان كسي است كه شما به دنبالش هستيد، در جهت مخالف شما مي دود. او را در هر گروه يا انجمني مي توانيد پيدا كنيد مطمئن باشيد كه عضو هر گروهي باشد، به نحو شايسته اي عمل مي كند در ضمن او روابط عمومي خوبي دارد و دوستان زيادي پيدا مي كند. بطور كلي او كسي است كه مي توانيد در حاليكه در گفتگوي مهمي شركت كرده، خوب گوش دهد و بفهمد كه در آن سر سالن چه اتفاقي مي افتد.
او بسيار تيز بين است اما وقتي نوبت به مسايل عاشقانه مي رسد مثل خفاش كور مي شود. اما در مورد معجزه‏ات عقلاني صحبت كنيد، او بهترين است.
پسرهاي متولد اين برج در سنين پايين خانه را ترك مي كنند تا بالهايشان را باز كنند و در آسمان پرواز كنند. آنها مي خواهند چيزهاي جدييدي ياد بگيرند. اين مردان عاشق ورزش هستند، انها از شطرنج لذت مي برند و از آنجا كه مي خواهند از مغزشان استفاده كنند حتي ممكن است تمبر جمع آوري كنند . آنها دوست دارند كه ديدشان را وسيع تر كنند و براي شر و ور گفتن در مورد ديگران وقت ندارند .
مرد متولد اين برج فوق العاده رك است. وقتي بدخلق است ، به طعنه رك مي شود. در چنين مواقعي در مقابل اظهار نظرهاي او بايد پوست كلفت باشيد. گاهي آنقدر سرد و يك دنده مي شود كه بدجوري از دستش ناراحت مي شويد.
بسياري از مردم با مردان متولد برج بهمن مشكل عاطفي پيدا كرده اند و پس از اين تجربه غمگينتر و عاقلتر شده اند . و قبول كرده اند كه شكست خورده اند.......
 
زن متولد بهمن، نماد : دلو
باور كنيد نمي توانم او را به خوبي توصيف كنم و بگويم شبيه به چيست. چون او پيرو هيچ چيز نيست. گاهي موهايش را مثل پسرها كوتاه مي كند و دامني مي پوشد كه قوزك پايش را هم مي پوشاند. زنان متولد برج بهمن اولين كساني بودند كه سايه چشم صورتي، قرمز روشن و آلبالويي و رژلب ارغواني مصرف كردند. چون گرايش زيادي به جفت و جور كردن رنگها دارند .
همه ما مي خواهيم كه ديگران ما را دوست بدارند اما هر يك به روشهاي مختلف. تا جايي كه مي توانيد به او آزادي و استقلال دهيد تا شما را دوست بدارد. اگر همسر شما متولد اين برج است انتظار نداشته باشيد كه آرام بنشيند، دمپايي شما را جفت كند و بچه را در تخت بخوابند و هر شب شير كاكائو درست كند. در غير اينصورت يك شب وقتي به خانه بر مي گرديد مي بينيد كه طغيان كرده، شيركاكائو را روي تخت ريخته ، دمپايي شما را پوشيده و از خانه بيرون مي رود. قطعاً پس از ازدواج براي خود حساب بانكي جداگانه اي دارد. او دوست دارد كه مردش بيرون از خانه كار كند شايد مجبورشويد در منزل بمانيد از نوزادتان نگهداري كنيد ! اومي خواهد درخشش خود را حفظ كند و دوست ندارد كه ببيند با يك كهنه كهنه بچه از جلا افتاده است ؟ از آنجا كه نظرش در باره همه چيز تغيير ميكند، گاهي دو رو به نظر ميرسد. گاهي نيز عمداً سعي مي كند، شما را عصباني كند. بهترين برخورد اين است كه يك كلمه هم حرف نزنيد و پيشنهاد نكنيد(صم ويكم باشيد) چون مطمئناً بر خلاف نظر شما عمل خواهد كرد.
او بچه ها را مثل هم تربيت مي كند. او مي تواند خيلي افراطي باشد و بدون هيچ نگراني در اتوبوس به بچه شير بدهد.
او مي خواهد بچه ها را متناسب با قرن جديد تربيت كند و آنها را به مدارس خارجي بفرستد.
دختر متولد اين برج تندر و صاعقه طالع بيني است.
بهمنیا تولدتون مبارک...!
نوشته شده در یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 13:23 توسط مهران| |

نمي دانم
نمي دانم..چه بود
نمي دانم..فرشته بود
نمي دانم..عشق بود
نمي دانم..چه بود
مي خواهم در اوج فرياد بزنم و بگوييم .
اين حق من نبود...
اين آشفتگي آخه مال من نبود.
آرزويم چيزه دگر بود..
اما افسوس طالعم.نحس بود
و او شد يك خاطره..
 
گناه من چه بود که این گونه غمهایم را باید در چشمان حبس می کردم
 
 
وفریادم  فقط سکوت غمم بود!
نوشته شده در یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 13:15 توسط مهران| |


Design By : Night Skin