تبليغاتX
والاترین عشق




















والاترین عشق

گاهی وقت های آنقدر غرق آرزوهایت هستی که فراموش می کنی آرزوی کسی هستی

 

 

 

 

سی ام بهمن تولدم هست امیدوارم روز خوبی باشه!!!!

نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت 21:52 توسط مهران| |

امروز دلم خیلی هواتو کرده..
.امروز بد جوری حضور دستای مهربونت رو روی شونه هام کم دارم.....
امروز هوای گریه دارم...
دلم خیلی برات تنگ شده....
خیلی به بودنت نیاز دارم......
دلم میخواد کنارم باشی......
میخوام که باشی.....
امروز خیلی دلم می خواد از تو بگم...

می خوام سرمو بذارم رو شونه ت....
می خوام تمام دلتنگی هامو تو بغلت گریه کنم...
کاش می دونستی تو دلم چه خبره...
کاش بودی...... ....

 
 
من هر شب نام تو را فریاد می زنم ،
خدایا می دانم که صدایم را می شنوی ، به حرفهایم کمی گوش بده ،
خدایا دیگر خسته ام از این لحظه های انتظار ،
خدایا آیا روزی انتظارم به پایان خواهد رسید؟
خدایا اگر من را در انتظارش نگاه داری حتم دارم روزی از غم عشقش خواهم مرد
 
اگر فکر می کنی که رفتنت باعث شکستنم می شود٬
اگر فکر می کنی که از پس رفتنت اشک می ریزم٬اگر فکر می کنی که با نبودنت لحظه هایم خالی می شوند٬اگر فکر می کنی که هر لـحـظـه دلـم برایت تنگ می شود٬اگر فکر می کنی که بی تو می میرم٬بسیار درست فکر کرده ای٬خب تو که می دانی نبودنت را تاب نمي آورم پس بمان.
 
روزی که عشق وارد خانه قلبم شد او را نشناختم ،
مدتی طول کشید تا با او آشنا شدم ،
ار او خوشم آمده بود ،
خواستم به او بگویم برای همیشه در خانه قلب من بمان
اما قبل از این که من به او بگویم ، به من گفت آمده ام برای همیشه اینجا بمانم.
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 19:51 توسط مهران| |

 

 

 

       من و تو مثل برف پاک کن ماشین می مونیم که هیج وقت به هم نمی رسیم!

نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 11:38 توسط مهران| |

روی گلبرگ گلی خشکیده / عطر دستان تو را می بویم

عکس لبخند تو را پنهانی / روی دیوار دلم می کوبم

ذهن فیروزه ای شعرم را / یاد تو سخت پریشان کرده

کلبه درو امیدم را باز / فکر هجران تو ویران کرده

چینی نازک احساسم را / عشق تو نرم به هم بند کرده

حس زیبا و قشنگی انگار / قلب من را به تو پیوند کرده

غزلی یخ زده بر لبهایم / تنم از گرمی تب می سوزد

دست غم پولک تنهایی را / به حریر دل من می دوزد

بارش تند نفسهایت را / پنجره خوب به خاطر دارد

آسمان در غم تو گهگاهی / نا امید و نگران می بارد

بوته یاس سرک می کشد از /  روی دیوار و تو را می خواند

بر امید عبثی می پاید / او خودش رنج مرا می داند

مردی با هزاران اسم!!!!!!!!!

نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1384ساعت 18:36 توسط مهران| |


Design By : Night Skin