والاترین عشق
گاهی وقت های آنقدر غرق آرزوهایت هستی که فراموش می کنی آرزوی کسی هستی
هوي كوچه و بازار خسته ام دلگيرم از ستاره و ازرده ام ز ماه امشب دگر زهر چه و هر كار خسته ام بيزارم از خموشي تقويم روي ميز وز دنگ دنگ ساعت ديوار خسته ام از او كه گفت يار تو هستم ولي نبود از خود كه بي شكيبم و بيمار خسته ام تنها و دلگرفته و بيزار و بي اميد از حال من مپرس كه بسيار خسته ام امید وارم که خوب باشید یه بارم ما امیدوار باشیم مگه چی میشه! ولی در کل من نه دیگه با یک جک می تونم بخندم و نه با چیزای دیگه! در کل یه خسته و نا امید حسابی! دیشب بود که با کسی که خیلی دوستش داشتم و دارم و خواهم داشت حرف می زدم و می گفت که دیگه دوستت ندارم هر چند که من می دونستم که او من رو دوست نداره! دیگه دنیا اینجوری شده عشق معنی خودشو از دست داده همه همدیگرو مسخره می کنن! دیشب یکی از بدترین شبای زندگی من بود چون که او من و مسخره کرد خیلی هم مسخره کرد نمی دونم شاید با مسخره کردن من هدفی داره! شاید هم خوشحال می شه! نمی دونم من چه گناهی کردم که باید این وضعم باشه! شاید هم با مرگ همه مشکلات حل بشه نمی دونم!! مردی با هزاران اسم!ً بعضی موقع ها اینطوری میشم! یکی از دوستانم که خیلی دوستش دارم بهم گفت: که تو واسه کسی ارزشی نداری راست هم می گفت شاید من خودم و خر می کردم و فکر می کردم که کسی من و دوست داره ولی دوستم راست می گفت من ارزشی واسه کسی ندارم! اینجا ازش تشکر می کنم که این و کمکم کرد یا حق مردی با هزاران اسم!
| Design By : Night Skin |


