والاترین عشق
گاهی وقت های آنقدر غرق آرزوهایت هستی که فراموش می کنی آرزوی کسی هستی
عشق در هوا جاریست تو نفس هایت را جانانه بکش! دوستت دارم! آهای تو که این همه دوری از من این روزا در حال عبوری از من آهای تو که فکر می کنی سوزوندی دار و ندارم و با دوری از من طاقت نداری ببینی می دونم این همه طاقت و صبوری از من ستاره ها میگن پشیمون شدی می خوای بگی که غرق نوری از من فکر نکنم بشه واست تا دریا این همه نفرت و بشوری از من نمی دونم می خوای با من بسنجی دل ببری بازم چه جوری از من آهای تو که این همه دوری از من این روزا در حال عبوری از من آهای تو که فکر می کنی سوزوندی دار و ندارم و با دوری از من طاقت نداری ببینی می دونم این همه طاقت و صبوری از من ستاره ها میگن پشیمون شدی می خوای بگی که غرق نوری از من فکر نکنم بشه واست تا دریا این همه نفرت و بشوری از من نمی دونم می خوای با من بسنجی دل ببری بازم چه جوری از من وقتی که تنگ غروب / بارون به شیشه می زنه همه غصه های دنیا / توی سینه منه توی قطره های بارون / می شکنه بغض صدام دیگه غیر از یه دونه / پنجره هیچی نمی خوام پشت این پنجره می شینم و آواز می خونم منتظر واسه رسیدنت توی بارون می مونم زیر باورن انتظارت رنگ تازه ای داره منم عاشق ترم انگار وقتی بارون می باره بعضی وقتها که می یای / سر روی شونم می ذاری تموم غصه ها رو از دل من بر می داری اما فقط این یه خواب / خواب پشت پنجره عشق خجالت نداره . اونایی موفق ترند که شجاع ترند . اونایی که شجاع ترند عاشق ترند! عزیزم یادت میاد سه شنبه ها / پا به پای هم می رفتیم تا کجا کوچه های خلوت و یادت می یاد / اون همه صدافت و یادت میاد عزیزم یادت می یاد که گریه هات / چه جوری آتیش به جون من می زد نمی شد بهت بگم دوست دارم / تا می خواستم زبونم بند می یومد کوچه های خلوت و قدم زدم / توی هفت صدای تلخ و بی صدا حالا روزها همشون سه شنبه اند / لعنت خدا به این سه شنبه ها توی هفته های بی نام و نشون / روز دیوونه گی ها سه شنبه بود با خودم می گفتم و ای کاش ای کاش/ همه روزای خدا سه شنبه بود حقت بی قراری / شیون و گریه زاری تو همونی که می گفتی / هیچی دوسم نداری فرقی اگه نداره / بود و نبودن من پس چرا غرق اشکی / موقع رفتن من قید من و دیگه بزن / که دارم از اینجا می رم تنها می دم دل به سفر / دست تو رو هم نمی گیرم! فرقی اگه نمی کنه / گریه و زاری چی چیه بر نمی گردم تا نگی / اونکه تو قبلت چیه! محال! دست تو دست من بود / دلت اما جای دیگه تو خودت خبر نداری / اما چشمات این و می گه مدتی بود حس می کردم / که دلت یه جایی اسیره پشت پا زدی به بختت / کِی واست جز من میمیره تو می گی یک وقت و گاهی / پیش میاد یه اشتباهی نه دیگه دیگه نمی شه / واسه تو نمونده راهی! دیگه دیدنم محال / دیگه برگشتم خیال! سزای کارت همینه! / دل از اون نگات بیزاره! دوباره خزون اومد / نم نم بارون می زنه تو صورتم بوی خاک و نم کوچه / می گه هنوز دیوونتم رعد و برق فهمیده انگار / زندگیم شده غم انگیز دستای کی و گرفتی / زیر بارونای پاییز می خوام اینجا با تو باشم / زیر بارونا دوباره ولی افسوس نه تو هستی / نه دیگه بارون می باره خزونم داره می ره / نموند برگی رو درختا من هنوز منتظرم / توی جاده تک و تنها دیگه بارون نمی باره / توی جاده پر برفه به خدای آسمونا / عشقت از یادم نرفته می خوام اینجا با تو باشم / زیر برف و باد و بارون نیایی با خاطراتت / سر می زارم به بیابون! می خوام اینجا با تو باشم / زیر بارونا دوباره ولی افسوس نه تو هستی / نه دیگه بارون می باره از این بالا / نگاه کردم زمین من و / صدا می زد یکی می گفت / بپر پایین یک تو قلبم / جا می زد وقتی تموم / کردن کار شهامت / دل بریدن خط کشیدم / دور همه به حس / پرواز رسیدن حالا باید / چیکار کنم خاطره ها رو خط زدم کاریکه / اینجا ندارم گذاشتنو / خوب بلدم برای گریه کردنات / یکی دو روزی کافیه سیاه بپوش برای من / اینم برایم کافیه فقط من از اینجا می رم / فکر نکنم چیزی بشه نه آسمون زمین میاد / نه ابری بارونی می شه من بودم! کلاف سر در گم زندگیمو می شکافم / به عشق تو اون رو دوباره از نو می سازم حتی اگه این خونه زندون بشه می خندم / زندگیم از دست تو داغون بشه می خندم / می گذره این دلخوری ها / می گذره عمر تو و من به خدا می گذره اون که بی ویرونییه این خونه زد من بودم / زلف پریشون تو رو شونه زد من بودم به فکر من باش که کسی رو جز تو ندارم / حوصله ی این همه تنهایی رو ندارم بگو من و کم داری! یک نیکت تنها / یه شعله خاموش یه لحظه یک رویا / من و تو در آغوش یه یادگار از عشق / رو تن درخت پیر یه قصه کوتاه / ای وای از این تقدیر بگو من و کم داری بگو / بگو کمی غم داری بگو بگو تو هم بی قراری / یه لحظه آروم نداری مثل یه ابر بهاری / بگو که هر شب می باری بگو دلت برام تنگ شده / همون دلی که می گن از سنگ شده بگو دیگه طاقت نداری / اشک توی چشمام بیاری بگو که نامه ها مو خوندی / بگو برام دل سوزوندی هق هق گریمو شنیدی / بگو که اشکامو دیدی ! بگو دلت برام تتگ شده / همون دلی که می گن از سنگ شده بگو دیگه طاقت نداری / اشک تو چشمام بیاری!![]()
![]()
![]()
سر زبون دعای من تو هستی!!
ديدار را درياب
کسی چه می داند ؟
شايد فرصتی ديگر دست ندهد
آنگاه پشيمانی سودی نخواهد داشت
درست همان گذشته نشکفته است که آزارت می دهد
همان چيزی که می خواهی بگويی و نمی توانی
کسانی هستند که آرزو دارند به کسی بگويند
دوستت دارم
و سالها دو دلند و اين را بر زبان نمی رانند
روزی می رسد که او رفته است
و عاشق می گريد و فرياد می کند
نتوانستم به او بگويم دوستش دارم ...
| Design By : Night Skin |


