ظرفیت تکمیل! تو دیگه ضربه روحی نزن!
گاهی وقت های آنقدر غرق آرزوهایت هستی که فراموش می کنی آرزوی کسی هستی
الکی بگم جدا شیم تو بگی که نمی تونم من فقط عاشق اینم بگی از همه بیزاری دو سه روز پیدام نشه تا ببینم چه حالی داری من فقط عاشق اینم عمری از خدا بگیرم انقدر زنده بمونم تا به جای تو بمیرم من فقط عاشق اینم روزایی که با تو تنهام کارو بارو زندگیمو بذارم برای فردا من فقط عاشق اینم وقتی از همه کلافم بشینم یه گوشه ی دنج موهای تورو ببافم عاشق اون لحظه ام که پشت پنجره بشینم هواست به من نباشه دزدکی تو رو ببینم من فقط عاشق اینم عمری از خدا بگیرم انقدر زنده بمونم تا به جای تو بمیرم کاش این حرفامو می فهمیدی... صدای گیتار چاشنی کار تو دلم پر از التهاب دستام می لرزه چشام داره خواب فکر که می کنم اون شبارو یادم می اید که واسه دیدنت می موندم چشم به رات برف نگات هستش به یاد عطر تنت میاد اون صدات از دیدن یادگاریت دلم می گیره اگه تو نیای این دل بی تو می میره هنوز صدای خندت توی گوشمه اون حرفایی که بم می زدی بی بهونه این دلمه که واست می خونه از اون کارایی که کرده پشیمونه بیا بیا عزیزم برگرد خونه این زندگیمه که بی تو یه زندونه دل من تنگ برات بیا هنوز هستم عاشق اون نگات ضربان قلبت می خوام بشم فدات خوب دیگه اینم رسمشه نمی خوام عشقم ازم خسته شده حالا وقتشه قبل از اینکه شب بشه دس دستم توی دستشه بهش می گم حرفام یه خواهشه امیدوارم دوست داشتنت کم نشه دیگه دارم می میرم بیا پیشم عزیزم سهم من از بودن تو دنیا من که خیری ندیدم یه روزی گفتی می رم پشت سرمو نمی بینم گفتی موندن محاله با تو بودن خیاله تو که تنهام گذاشتی رو قلبم پا گداشتی اما پشت سرت پلی رو برا برگشت نداشتی یادش به خیر........................................................................................................................................................................ این نقطه ها پر از حرفه امیدوارم بفهمی منظور این نقطه ها چیه!! مراد تسود!!!! خودت نمی دونی چه به روزم آوردی بس که خود خواهی پر رنگ و ریایی آتیش زدی به جون من با من چه کردی آتیش گذاشتم بر پشت دستم عاشق نمی شم تا زنده هستم کتاب عشق و ناخونده بستم آخه مگه من بازیچه هستم؟ خیلی خونسردی دیوونم کردی از اون نگاهت دیوونه می شم می خوام همیشه پیش تو باشم ترانه من ارزونی تو شاید دوباره برگردی پیشم خیلی خونسردی دیوونم کردی خودت نمی دونی چه به روزم آوردی بس که خود خواهی پر رنگ و ریایی آتیش زدی به جون من با من چه کردی من عاشق این شعرم ۱۰۰۰ بارم گوش کنم بازم دوسش دارم خیلی خونسردی دیوونم کردی! کاشکی ندونی بی تو می میرم اگه من دیگه دیدن نداره گلی که خشکید چیدن نداره می رم از اینجا وقتی که خوابی من مال خشکی تو اهل آبی این نامه از من مرد کویره وقتی می خونیش که خیلی دیره می رم از اینجا با پای خسته با چشم گریون قلبی شکسته هنوزم بغضی مونده تو سینه دوری چه سخته قسمت همینه هیچ وقت هیشکیو نداشتم که باهاش درد و دل کنم این وبلاگ همیشه کمکم کرده تو بدترین شرابط پیشم بوده اینجا نوشم آروم شذم هیچ وقت نمی تونم حذفش کنم همیشه و همیشه باهامه باهاشم ای خدا اگه نبودی چقدر تنهاتر می شدم! این روزا خیلی سرخوش شدم دی وی دی جومونگ ۲ رو گرفتم ۲۴ ساعت دارم می بینم دیگه همه رو دیوونه کردم با اینکه امتحانام نزدیکه ولی حال اینکه درس بخونمو ندارم این روزا واسه منم دعا کنید یا علی اسم تو صورت تو و ياد تو همینجا رو به روم بودی اما آرزوم نبودی فک می کردم از آسمون باید بیاد یه روزی اون تا آرزوم بشه تموم یه اشتباهی کردمو دل تورو شکستمو نمی بخشم خودمو حالا پشیمون شدمو می خوام تو باشی پیشمو حق داری که نبخشی منو شرمندتم که ستاره داشتمو دنبال اون می گشتم شاکی از این بودم که من ستاره ای ندارم ستاره بود تو مشتمو تکیه می داد به پشتمو احساسشو می کشتمو احساستو می کشتم یاد باد اون روزا... خودت کنارمی اما نگاهتو پریشونه همیشه عاشقت بودم نخواستم دور بشی از من خدا نیاره اون روزو که دیگه خسته شی از من هوای خونه دلگیره تبت افتاده به جونم نمی دونم کجایی تو نمی دونم نمی دونم بذار دلواپست باشم نگو که دلخوری از من بیا و این دمه آخر این احساس و نگیر از من وقتی که دلت بهونه می گیره سراغ من دیوونه رو می گیره سکوتت بین ما فاصله می ذاره می خوام صدات کنم بغضم نمی ذاره! این روزا روزای خیلی خوبیه واسه من روزای فقط شادی خدا رو شکر همه غم و قصه ها تموم شده! دوست دارم ازدواج کنم ولی نمی تونم نمی تونم همینطوری رو همینتوری نوشتم محض خنده می خوام یه شعر کوچیک بنویسم هر چند من عشقی ندارم ولی هر وقت تو ماشین می شینم این و گوش می دم! فرصتی بده به دستام بذار دستاتو بگیرم عشقونه!!! نگو ما با هم غریبیم به من احساسی نداری بی بهونه!! این روزا همش به خدا فکر می کنم! به خودم به مامانم هیچی واسم مهم نیست جز مامانم عاشقشم تا آخر عمر می خوام به پاش بمونم عاشقتم مامان هر چند این و هیچ وقت نمی خونی ولی من واسه خودم می نویسم! دوست دارم
قلم نعره کشيد ... کاغذ پاره شد ... افکارم در هم گرديدند ...
همه از من تقاضای سکوت کردند .
قلم ميدانست که بايد شرح دردها و غمها را بصورت کلمات نقاشی کند .
کاغذ می دانست که در زير سطور غم و اندوه محو می شود .
و ... افکارم ميدانستند که از در همی همانند زنجيری سر در گم می شوند .
و من خاموش سکوت را برگزيدم .
اما ....
چشمانم سکوت مرا با اشک معاوضه کردند .
و قطره های اشک و اندوه دل
مثل باران بهار
ارمغان کوير گونه ها شدند .
اولين بار وقتي به دنيات مياره...
دومين بار وقتي عاشقت ميکنه...
سومين بار هم زندگي رو ازت ميگيره تا بفهمي همش خواب بود و بس ...
نيامدي تا ببيني که بي تو چه تنهايم
نيامدي که شايد وجدانت راحت بماند
تا يادت نيايد که چه قولها دادي و چه قسم ها خورده بودي
نيامدي تا نشنوي تمام وجودم فرياد ميزند بي معرفت ترين دوست دنيا هستي
تا يادت نيايد که روزگاري من تمام دنيات بودم
اما تمام اينها باعث نخواهد شد تا تقدير فراموش کند بي مهري ات را
من شايد بتوانم باز هم سکوت کنم
اما مطمئنم روزگار و بازيهايش نه
نگرانم![]()
نگرانم براي روزهايي که ميايند تا از تو تاوان بگيرند
نگرانم براي پشيماني ات زماني که هيچ سودي ندارد
روزگاري درد کشيدنت برایم عذاب اور بود
اما روزها خواهند گذشت
و
تو
آري تو
آنچه را به من بخشيدي
ز دست ديگري باز پس خواهي گرفت
تو مرا فراموش خواهي کرد
ميدانم
من منتظر شکستنت نيستم
نفرين هم نميکنم
به حرمت عشقي که هرگز معنايش را ندانستي
به خاطر اشکهايي که به من ارزاني داشتي
به خاطر
به خاطر خودت
اما ميدانم که اين براي فرار از سرنوشت کافي نيست
نميدانم هنوز هم ميتواني مثل قديم بخندي
اينجا هميشه سرد است
هميشه هميشه حالم خوب نيست
اما هرگز ديگر گرمايي از وجودت طلب نخواهم کرد
باورم بود کنارمي هميشه
باورت داشتم
بودنت مهمترين دليل بودنم بود
ستايش ات کردم نه آنگونه که لايقش باشي
اما چشمانم تنها تو را ميديد
تويي که امروز به جانم نيشتر زدي و تنها رفتي
بي من بمان تجربه کن ياري دگر را گرمي دستي ديگر را
بخاطر هم نياور مرا اگر اينگونه راحتي
بخند به همه بگو که شادي
ولي من که ميدانم
حتي دمي هم نمي تواني آسايش داشته باشي
آخر انچه تو با من کردي خارج از توان
تو
بود
هرگز باور نداشتم اينچنينم کني
هرگز
ميترسم براي روزهايي که ميايند براي تو
افسوس![]()
افسوس که تا آخرين دم ندانستم چه با من خواهي کرد
ندانستم دلت.نگاهت.دوست داشتنت همه يک فريب بود
ميترسم از روزي که چشمانت چون حال امروزم بارانيست
و درپي شانه اي براي گريستن
نميدانم يادت هست![]()
چگونه دلي که در دستانت بود
براي تو ميتپيد زير پايت گذاشتي
تا انجا که توان داشتي فشردي
که نشايد باري ديگر در پي ات چون کودک گرياني دوان دوان
گوشه دامنت را بگيرد تا لحظه اي درنگ کني
اما تو حتي نگاه هم نکردي
نگاه نکردي
مي دانم
چون نمي توانستي
نمي توانستي ببيني آنکه زير گامهاي توست
منم
مني که تمام زندگيم بودي
مني که دنيایم را به پایت مي ريختم تا نروي
يادت مي آيد
پيش روي توی سرد دل
به چه سان اشک ريختم
که شايد گرماي اشکهايم دل سخت تو را نرم کند
اما چه خيال باطلي![]()
تو نگاهت به من نبود
دلت در نهان خانه دلي ديگر بود
و
من تنها يه بازيچه
بازيچه
هرگز ندانستم چه از تو دريغ کردم
چه برايت کم گذاشتم
که بي من قصد رفتن کردي
کاش هرگز نمي ديدمت
کاش چشمانم کور بود
کاش هرگز از تو بودن نخواسته بودم
کاش![]()
کاش مي دانستم چه با من خواهي کرد
کاش مي گفتي تو چه خواستي که من به تو ارزاني نداشتم
کاش.........
وقتي مي رفتي باورم نبود که تنها مي روي
اما تو باورهاي مرا هم درهم شکستي
هرگز نپرسيدي بي تو چه خواهم شد
ندانستي بي تو هيچم
هرگز نفهميدم در شکستنم.در نابوديم چه رازي نهفته بود
که مرا اينگونه بر باد دادي؟؟؟
بخند شاد باش براي دلي که شکستي
براي حريم حرمتي که زير پا گذاشتي
اينک در آتشي مي سوزم که تو به جانم افکندي
به کامم شوکرانيست که تو در جامم ريختي
اما من به عشق تو تا آخرين جرعه سر کشيدم
آخر باکم نبود
چون خيالم بود تو با مني
......
روزها خواهد گذشت
تو با عشقي دگر
با شادي و شور
با تب وتاب
لحظه ها را ز دست ندانسته خواهي داد
و
من با آتشي به جان و زهري به کام
خواهم سوخت
خواهم درد کشيد
و زان پس ز ميان خاکسترم
چون ققنوس افسانه ها
جوانه مي زنم
بهار مي شوم
دوباره جان خواهم گرفت
و سرنوشت
آنچه که با من و دلم روا داشتي
به تو بازخواهد گرداند
نه
سوختنت را نمي خواهم
درد کشيدنت را ارزو نداشتم
فقط از خدا يک چيز خواستم
که ترا به يکي چون خودت مبتلا کند
آن دقايق که خودت را در جسمي ديگر نظاره گر باشي
ميداني چه با من ميکردي
اما من به حرمت عشقت دم نميزدم
تنها يک چيز را بخاطر من مياورد دروغ را
تو يک دوست را از دست دادي و من دشمنم را شناختم
راستي ميتواني بگويي چه کسي ضرر کرده
؟
| Design By : Night Skin |


